خدمات مشاوره و روانشناسي
ارائه مطالب مرتبط با روانشناسي و آنچه كه بتواند لحظاتي هرچند كوتاه موجبات دل آرامي را فراهم آورد.
درباره وبلاگ


به وبلاگ من خوش آمدید. اميدوارم از مطالب آن استفاده كامل ببريد و مرا از نظرات خود مطلع كنيد.
آخرین مطالب
نويسندگان
پنج‌شنبه 25 اسفند 1390 :: 06:58 ::  نويسنده : pcalborz

افسردگی در زنان به مولکول‌های مغز رحم نمی‌کند

 

افکار : ژوهشگران دانشکده پزشکی دانشگاه پیتزبورگ آمریکا کشف کردند زنانی که دچار اختلال افسردگی شدید هستند مغز آن‌ها در سطح مولکولی دچار تغییرهایی می‌شود.

  

به گزارش افکار ؛ سینا به نقل از ساینس دیلی،این یافته، دو نظریه درباره ساز و کارهای زیست شناسانه‌ای که به این بیماری منتهی می‌شود را به هم مرتبط می‌سازد. نتایج پژوهش آن‌ها، که در شماره آنلاین این هفته روانپزشکی مولکولی انتشار یافت، به آن‌ها همچنین امکان داد تا این تغییر‌ها را در یک نمونه موشی بازسازی کنند که این خود می‌تواند پژوهش‌های آتی درباره افسردگی را تقویت نماید.

اتین سیبیل، روانپزشک و دانشیار روان پزشکی در دانشکده پزشکی پیتزبورگ گفت: با اینکه زنان بیش از دو برابر مردان احتمال دارد دچار افسردگی شوند و با عارضه‌های شدیدتری از این اختلال روبرو می‌شوند، پژوهش‌های اندکی بوده است که با تمرکز بر زنان یا بر حیوان‌های ماده انجام شده باشد.

او افزود: در ابندا یک سوال در ذهن ما مطرح شد و آن این سوال بود که که آیا ممکن است در مغز افسرده‌ها تغییرهای مولکولی به وجود آید؟، لذا ما سعی داشتیم این موضوع را روی گروهی از جنس ماده که بیشترین مبتلایان به این بیماری را به خود اختصاص داده‌اند مورد بررسی قرار دهیم. در واقع، یافته‌های ما به ما درک بهتری از عامل‌های زیست‌شناسی این بیماری زمین گیر کننده به دست می‌دهد.

پژوهشگران نمونه بافت‌های مغزی ۲۱ زن با پیشینه افسردگی و ۲۱ زن مشابه بدون این پیشینه را پس از مرگ آن‌ها مورد بررسی قرار دادند. در مقایسه با همتایان خود، زنان افسرده الگویی از بروز روند ضعیف شده برخی ژن‌ها، شامل ژن عامل نوروتروفیک که در مغز موجود است (بی‌دی ان اف)، و ژن‌هایی که در زیرگونه‌های ویژه‌ای از سلول‌های مغزی وجود دارند، یا سلول‌های عصبی، و آنهایی که بیانگرهای گابا (GABA) است – را نشان دادند.

این پژوهش ممکن است برای درمان افسردگی بسیار موثر واقع شود.

   

  

 

 

؟افراد شاد مثبت عمل می‌کنند اشخاص شاد فقط مثبت نمی‌اندیشند، بلکه مثبت عمل مي‌كنند. مثبت اندیشی مسلماً جای خودش را دارد. برای شاد بودن باید افکار خود را عوض کنید، اما منتظر از راه رسیدن احساسات نباشید. اشخاص شاد، دارای قدرت کنترل مستقیم بر چگونه عمل کردن و چگونه اندیشیدن خود هستند. اگر می‌خواهید شخص شادتری باشید , شادمانه‌تر عمل کنید، مهربان‌تر و با عاطفه‌تر باشيد. اگر میخواهید منش دوستانه‌تری داشته باشید، دوستانه‌تر عمل کنید.احساسات پس از عمل کردن از راه می‌رسند. اشخاص شاد آن چه را که احتیاج دارند طلب می‌کنند همانطور که نعمت‌ها معمولاً از آسمان به زمین نمی‌افتند، از شکایت کردن نیز چیزی عاید اشخاص نمی‌شود. اگر به ضرب المثل «هر چه بکارید، همان را درو می‌کنید» اعتقاد دارید، پس به جای شکایت کردن به دنبال خواسته‌های خود بروید. این انتخاب شماست. البته می‌توانید به همین رویه ادامه بدهید و دیگران را متهم کنید و همچنان چیزی عایدتان نشود یا می‌توانید خیلی راحت آن چه را که خواهید طلب کنید. اشخاص شاد مشتاق تغییر هستند ثابت ماندن و تغییر نکردن مخالف همه قوانین طبیعت است. اگر تلاش کنید که از هر گونه تغييري جلوگيري كنيد، در این صورت همیشه ناراحت خواهید بود. اگر اجازه بدهید ترس از تغییر کردن شما را متوقف سازد، با محروم شدن از خواسته‌های خود موافقت كرده‌ايد. شما می توانید بر این باور باشید که تغییر باعث آزار اشخاص می‌شود و در مقابل آن مقاومت به خرج دهید. یا در عوض می توانید تغییرات را با آغوش باز پذیرا باشید و معتقد باشید که وجود آن‌ها به شما کمک خواهد کرد. همه این‌ها بستگی به این موضوع دارد که تصمیم بگیرید کدام عقیده را باور کنید. اشخاص شاد به خود اجازه شکست خوردن نمی‌دهند شکست به این معنی نيست که هیچ گاه به هدف خود نرسید و یا دلیلی براي از دست کشیدن از هدف نیست. دست نیافتن به هدف، تنها یک معنی دارد: شما به تمرین و تجربه بیشتری احتیاج دارید.پس اشتباه‌هاي خود را تجزيه و تحليل كنيد، اما تسلیم نشوید. اجازه ندهید یک شکست شما را به گونه‌ای تحت تأثیر قرار بدهد که همه تلاش‌های خود را از بین ببرید. اشخاص شاد در زمان حال زندگی می‌کنند اگر نسبت به لحظه حال، آگاه هستید و در کنار آن منتظر آینده نیز هستید قادر خواهید بود تا از فرصت‌ها سود ببرید. اگر با خودخوری غم گذشته را مي‌خورید، چشمانتان به روی امکانات و فرصت‌های حال بسته خواهد شد. در عین حال منافع آینده را نیز از دست خواهید داد. زندگی شاد، محصول زندگی کردن در لحظه حال است که اگر از آن خوب استفاده بشود، تکیه گاه و ضریب اطمینانی برای داشتن آیندهای خوب و فوق‌العاده است. اشخاص فقط با آن چه که امروز انجام می دهند می‌توانند آینده خود را تحت تأثیر قرار دهند. اشخاص شاد برای آینده برنامه ریزی میکنند انسان‌های شاد می‌دانند باید تسلط داشتن بر زندگی را تمرین کنند و بر زندگی خود کنترل داشته باشند تا در برابر احساساتی مانند قربانی بودن یا بی‌دفاع بودن مقاوم باشند. برنامه‌ریزی در جهت درست انجام دادن کارها، امری ضروری است؛ نه این که وقت خود را بر هر چیزی که توجه را به خود جلب می کند، صرف‌کند. برای آنچه برایتان مهم است برنامه‌ریزی کنید و تصمیم بگیرید تا وقت، پول، انرژي و منابع محدود خود را برای آن صرف کنید.
دوشنبه 22 اسفند 1390 :: 05:44 ::  نويسنده : pcalborz
پسر کوچکی وارد داروخانه شد، کارتن جوش شیرنی را به سمت تلفن هل داد. بر روی کارتن رفت تا دستش به دکمه‌های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره‌ای هفت رقمی. مسئول دارو خانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد.پسرک پرسید، خانم، می‌توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن‌ها را به من بسپارید؟ زن پاسخ داد، کسی هست که این کار را برایم انجام می‌دهد. پسرک گفت: خانم، من این کار را نصف قیمتی که او می‌گیرد انجام خواهم داد. زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است. پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد، خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می‌کنم، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت. مجددا زن پاسخش منفی بود. پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت.مسئول داروخانه که به صحبت‌های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: پسر...از رفتارت خوشم می‌آد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری بهت بدم پسر کوچک جواب داد: نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم رو می‌سنجیدم، من همون کسی هستم که برای این خانوم کار می‌کنه.
یکشنبه 21 اسفند 1390 :: 05:43 ::  نويسنده : pcalborz

دیروز چک باطله است
فردا چک وعده‌ای است
امروز است که تنها نقدینه شماست
آن را عاقلانه هزینه کنید . . .

اولین قدم مثبتی که می‌توانید بردارید
این است که منفی نباشید . . .

اگه کفشت پاتو می‌زد و از ترس قضاوت مردم پابرهنه نشدی
و درد رو به پات تحمیل کردی ، دیگر در مورد آزادی شعار نده . . .

گر گرد کسی بسیار گردی
گرچه بس عزیزی ،  خوار گردی . . .

عقیده بعضی انسانها بر مبنای عقده‌شان شکل می‌گیرد...

نود و نه درصد  از نگرانیهای ما
در زندگی هرگز اتفاق نمی‌افتد...
(دیل کارنگی)

باز هم بلند شو
ایستادن کسی که زمینش زدهاند
از کسی که به زور سر پایش نگه داشته‌اند
زیباتر است . . .

گناهی بالاتر از این نیست که از گناه دیگران پرده برداریم . . .
(جبران خلیل جبران)

اگر طلب دشمن هستی خود را از دوستانت برتر بدان
ولی اگر دوست می‌خواهی بگذار دوستانت خود را از تو برتر بدانند . . .
(
دیل کارنگی)

جامعه ما قهرمان زنده قبول نمی‌کند
باید مُرد تا قهرمان شد . . .

خوشبخت کسی است که شکوه رفتارش
آفریننده ی لبخند زندگی در چهره ی دیگران باشد . . .

وقتی با دوستانت دعوا می‌کنی تازه می‌فهمی آنها چقدر از اسرارت باخبرند . . .

اگر زیبایی را آواز سر دهی ، حتی در تنهایی بیابان ، گوش شنوا خواهی یافت . . .
(خلیل جبران)

ادمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق می‌گردد
ولی او می‌خواهد خوشبخت‌تر از دیگران باشد و این مشگل است
زیرا او دیگران را خوشبخت‌تر از انچه هستند تصور می‌کند...
(مونتسکیو)

افکار عمومی جایگاه آدمها را مشخص می‌کنند نه بر تخت‌نشینان...
حکیم ارد بزرگ

تردیدها به ماخیانت می‌کنند تا به آنچه لیاقتش را داریم نرسیم...
(
شکسپیر)

یک ابله تحصیل کرده از یک ابله بی سواد ابله تر است . . .
(مولیر)

آنچه هستید شما را بهتر معرفی می کنید تا آنچه می‌گویید...
(حکیم بزرگمهر)

بخشندگی ، انتشار بوی خوش بنفشه بر ته کفشی است که لگدمالش کرده است .
(مارک تواین)

شنبه 20 اسفند 1390 :: 06:22 ::  نويسنده : pcalborz

 حکایت اینگونه آغاز می‌شود که دو دوست قدیمی در حال عبور از بیابانی
بودند. در حین سفر، این دو سر موضوع کوچکی بحث می‌کنند و کار به جایی می‌رسد
که یکی کنترل خشم خودش را از دست می‌دهد و سیلی محکمی به صورت دیگری
می‌زند. دوست دوم که از شدت ضربه و درد سیلی شوکه شده بود بدون اینکه حرفی
بزند روی شنهای بیابان نوشتامروز بهترین دوست زندگیم سیلی محکمی به
صورتم زد.»آنها به راه خود ادامه دادند تا اینکه به درياچه‌ای رسیدند.
تصمیم گرفتند در آب کمی شنا کنند تا هم از حرارت و گرمای کویر خلاص شوند
و هم اتفاق پیش آمده را فراموش کنند. همچنان‌که مشغول شنا بودند ناگهان
همان دوستی که سیلی خورده بود حس کرد گرفتار باتلاق شده و گل و لای وی را
به سمت پایین می‌کشد. شروع به داد و فریاد کرد و خلاصه دوستش وی را با
هزار زحمت از آن مخمصه نجات داد. مرد که خود را از مرگ حتمی نجات‌یافته
دید، فوری مشغول شد و روی سنگ کنار آب به زحمت حک کرد:« امروز بهترین
دوست زندگیم مرا از مرگ قطعی نجات داد. » دوستی که او را نجات داده بود
وقتی حرارت و تلاش وی را برای حک کردن این مطلب دید با شگفتی پرسید
وقتی به تو سیلی زدم روی شن نوشتی و حال که تو را نجات دادم روی سنگ حک
می‌کنی؟»مرد پاسخ داد:
«
وقتی دوستی تو را آزار می‌دهد آن را روی شن بنویس تا با وزش نسیم بخشش و
عفو آرام و آهسته از قلبت پاک شود. ولی وقتی کسی در حق تو کار خوبی انجام
داد، باید آنرا در سنگ حک کنی تا هیچ چیز قادر به محو کردن آن نباشد و
همیشه خود را مدیون لطف وی بدانی
یاد بگیریم آسیبها و رنجشها را در شن بنویسیم تا فراموش شود و خوبی و
لطف دیگران را در سنگ حک کنیم تا هیچ گاه فراموش نشود.
 
ما آمده‌ایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم نه به هر قیمتی زندگی کنیم

جمعه 19 اسفند 1390 :: 06:58 ::  نويسنده : pcalborz

خدا آنجاست
درجمع عزیزترین‌هایت
خدا
در دستیست که به یاری می‌گیری
در قلبیست که شاد می‌کنی
در لبخندیست که بر لب می‌نشانی
خدا
در بتکده و مسجد نیست
در عطر خوش نان است
در جشن و سروریست که به پا می‌کنی
خدا
سرانجام از من و تو خواهد پرسید:
"آیا زندگی را زندگی کرده‌ای؟

پنج‌شنبه 18 اسفند 1390 :: 05:40 ::  نويسنده : pcalborz

کلاه‌فروشی روزی از جنگلی می‌گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت
مدتی استراحت کند. لذا کلاه‌ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد
متوجه شد که کلاه‌ها نیست. بالای سرش را نگاه کرد . تعدادی
میمون را دید که کلاه‌هاي او را برداشته‌اند؛

فکر کرد که چگونه کلاه‌ها را پس بگیرد. در حال فکر کردن سرش
را خاراند و دید که میمون‌ها همین کار را کردند. او کلاه را ازسرش برداشت
و دید که میمون‌ها هم ازاو تقلید کردند. به فکرش رسید که کلاه
خود را روی زمین پرت کند. لذا این کار را کرد. میمونها هم کلاه‌ها را
بطرف زمین پرت کردند. او همه کلاه‌ها را جمع کرد و روانه شهر شد؛

سالهای بعد نوه او هم کلاه‌فروش شد. پدر‌بزرگ این داستان را برای نوه‌اش
را تعریف کرد و تاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد
چگونه برخورد کند. یک روز که او از همان جنگلی گذشت در زیر
درختی استراحت کرد و همان قضیه برایش اتفاق افتاد؛
او شروع به خاراندن سرش کرد. میمون‌ها هم همان کار را کردند. او کلاهش
را برداشت, میمون‌ها هم این کار را کردند. نهایتا کلاهش رابرروی زمین
انداخت ولی میمون‌ها این کار را نکردند؛

یکی از میمون‌ها از درخت پایین آمد و کلاه را از سرش برداشت
و در‌گوشی محکمی به او زد و گفت: فکر می‌کنی فقط تو پدر‌بزرگ داری؟؟؟؛

نکته: رقابت سکون ندارد.

 

 

چهارشنبه 17 اسفند 1390 :: 08:11 ::  نويسنده : pcalborz

در روزگاری که خنده‌ی مردم از زمین خوردن توست،**
پس برخیز تا چنین مردمی بگریند..
صف اشتباهاتمان ناشی از این است که وقتی باید فکر کنیم، احساس می‌کنیم

و وقتی که باید احساس کنیم، فکر می‌کنیم

سر آخر، چیزی که به حساب می‌آید تعداد سالهای زندگی شما نیست
بلکه زندگی‌ای است که در آن سالها کرده‌اید
همیشه در زندگیت جوری زندگی کن که
«ای کاش»
تکیه کلام پیریت نشود
چه داروی تلخی است وفاداری به خائن،
صداقت با دروغگو،
و مهربانی با سنگدل...
مشکلات امروز تو برای امروز کافی‌ست،
مشکلات فردا را به امروز اضافه نکن..
اگر حق با شماست، خشمگین شدن نیازی نیست
و اگر حق با شما نیست، هیچ حقی برای عصبانی بودن ندارید...
ما خوب یاد گرفتیم در آسمان مثل پرندگان باشیم و در آب مثل ماهیها،
اما هنوز یاد نگرفتیم روی زمین** ** **‏چگونه زندگی کنیم!
 هیچ وقت رازت رو به کسی نگو؛
وقتی خودت نمیتونی حفظش کنی،
چطور انتظار داری کس دیگه ای برات راز نگه داره؟
هیچ انسانی دوست نداره بمیره!
‏اما همه
آرزو میکنن برن به** **‏بهشت.
اما، یادمون میره که برای رفتن به بهشت اول باید مرد**...**
زیباترین عکس ها در اتاق های تاریک ظاهر می‏شوند؛
پس هر موقع در قسمتی تاریک از زندگی قرار گرفتی،
بدان که خدا می‏‌خواهد تصویری زیبا از تو بسازد.
فریب مشابهت روز و شب‌ها را نخوریم
امروز، دیروز نیست
و فردا امروز نمی‌شود….
**یادمان باشد که: آن هنگام که از دست دادن عادت می‌شود
به دست آوردن هم دیگر آرزو نیست….
زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور
و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان
برای دوست داشتن وقت لازم است،
اما برای نفرت** **گاهی فقط
یک حادثه یا یک ثانیه کافی است.
به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد
اما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد گفتند: "**‏مگه کوری؟**"
مادامی که تلخی زندگی دیگران را شیرین می‌کنی،** ‏بدان که زندگی می‌کنی...
هیچ انتظاری از کسی ندارم!
و این نشان** ** **‏دهنده ی قدرت من نیست!
‏مسئله، خستگی از اعتمادهای شکسته** ** **‏است
در جستجوی قلب زیبا باش نه صورت زیبا
زیرا هر آنچه زیباست همیشه خوب نمی‌ماند
امـا آنچه خوب است همیشه زیباست
نتیجه زندگی، چیزهایی نیست که جمع می‌کنیم
بلکه قلبهایی است که جذب می‌کنیم
درصد کمی از انسانها نود سال زندگی می‌کنند
مابقی یک سال را نود بار تکرار می‌کنند
برای زنده ماندن دو خورشید لازم است؛
یکی در آسمان و یکی در قلب

سه‌شنبه 16 اسفند 1390 :: 06:54 ::  نويسنده : pcalborz

دختر کوچولو و پدرش از رو پلي مي‌گذشتن.
پدر يه جورايي مي‌ترسيد، واسه همين به دخترش گفت: عزيزم، لطفا دست منو بگير تا نيوفتي تو رودخونه.
دختر کوچيک گفت: نه بابا، تو دست منو بگير.
پدر که گيج شده بود با تعجب پرسيد: چه فرقی می‌کنه؟

دخترک جواب داد: اگه من دستت را بگيرم و اتفاقي برام بيوفته،امکانش هست که من دستت را ول کنم.
اما اگه تو دست منو بگيري، من با اطمينان مي‌دونم هر اتفاقي هم که بيفته،
هيچ وقت دستم رو ول نمي‌کني.
در روابط دوستانه ماهیت اعتماد
به قید و بندهاش نیست؛ به عهد و پیمان‌هاش هست.
پس
دست کسی رو که دوست داری بگیر،
به جای این که توقع داشته باشی اون دست تو رو بگیره.....

دوشنبه 15 اسفند 1390 :: 06:22 ::  نويسنده : pcalborz

وقتی از دارایی خود چیزی می‌بخشی چندان عطایی نکرده‌ای.

بخشش حقیقی آن است که از وجود خود به دیگری هدیه کنی. زیرا دارایی تو چیزی

نیست جز متاعی که از ترس نیازهای فردا آن را نگاهبانی می‌کنی.

کسانی هستند که بسیار، اندک می‌بخشند تا به وصف کرامت شناخته شوند و همین شوق

به نام و شهرت، هدیه ی آن را مسموم می‌کند.

و کسانی هستند که از کم، تمام را می‌بخشند.

آنان به حیات و کرامت بی پایان آن ایمان دارند و کیسه‌شان هیچ‌گاه تهی نخواهد

ماند.

و کسانی هستند که با لذت می‌بخشند، همان لذت پاداش آنهاست.

و کسانی هستند که به رنج و سختی می‌بخشند و آن رنج و سختی غسل تعمید آنهاست.

و کسانی هستند که می‌بخشند و از رنج و لذت فارغند و سودای فضیلت و تقوا نیز

در سر  ندارند. همچون درخت عطر آگین مورد که در دره‌ای دوردست شمیم جان پرورش

را هر نفس به دست نسیم می‌سپارد.

خداوند از دستهای چنین بخشندگانی با آدمیان سخن می‌گوید و از پشت چشم آنان بر

زمین لبخند می‌زند.

بخشیدن در پاسخ درخواست نیکوست،

اما نیکوتر از آن بخشیدن است پیش از درخواست،از راه فهم. و برای انسان گشاده

دست جستجوی پذیرنده ی بخشش لذتی است که برای لذت بخشیدن فزونی دارد.

آیا چیزی هست که باید از بخشش آن دریغ کرد؟

هر چه هست روزی به ناچار خودبخود بخشیده خواهد شد،

پس چه بهتر اکنون که کسی را بدان نیازی هست آن را ببخشی تا فرصت بخشش از آن

تو باشد و بر وارثان نماند.

و آن کس که شایسته است تا از اقیانوس بیکران حیات آب نوشد، این شایستگی را نیز

دارد که تو جام او را از جویبار کوچک خود پر کنی.

و کدام شایستگی بیش از شجاعت و اعتماد به نفس که درخواستن است و کدام بایستگی

بیش از خیرو نیکویی که در نفس دریافت.

و تو کیستی که نیازمند پیش تو عریان شود و جامه غرور چاک کند که تو شایستگی او

را عریان بینی و غرور او را بی‌شرم نظاره کنی.

نخست بنگر که آیا تو خود مقام بخشندگی را شایسته‌ای، و آیا این مرتبه را یافته‌ای که واسطه در فیض بخشش باشی؟

زیرا به راستی زندگی است که به زندگان چیزی می‌بخشد و تو که خود را دهنده مي‌بینی، تنها شاهد و گواه این بخششی... .

 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران