خدمات مشاوره و روانشناسي
ارائه مطالب مرتبط با روانشناسي و آنچه كه بتواند لحظاتي هرچند كوتاه موجبات دل آرامي را فراهم آورد.
درباره وبلاگ


به وبلاگ من خوش آمدید. اميدوارم از مطالب آن استفاده كامل ببريد و مرا از نظرات خود مطلع كنيد.
آخرین مطالب
نويسندگان
پنج‌شنبه 17 فروردین 1391 :: 04:57 ::  نويسنده : pcalborz

کودکان معمولا خود‌محور هستند. اما این ویژگی دائمی نیست و از ضغف شخصیتی
نشأت نمی‌گیرد، بلکه تنها به دلیل این است که آن بخش مغز که مسئول کنترل
بر رفتار است
در دوران کودکی هنوز توسعه نیافته است.

برخورد عادلانه در فرد چگونه شکل می‌گیرد؟ این پرسشی نیست که تنها ذهن
فیلسوفان را به خود مشغول می‌کند. دانشمندان نیز به دنبال ریشه‌های این
رفتار پسندیده هستند.
در حالی که بزرگسالان می‌توانند چیزی را به طور عادلانه میان چند نفر
تقسیم کنند، اما کودکان معمولا تنها به خود فکر می‌کنند و بهترین و
بیشترین را برای خود
می‌خواهند. توانایی برخورد عادلانه چگونه شکل می‌گیرد.

خودخواهی کودکان به این دلیل نیست که نمی‌توانند ویژگی بخشندگی را در خود
پرورش دهند یا با آن آشنایی ندارند. نیکولاس اشتاین‌بایس (Nikolaus
Steinbeis)، روانشناس
آلمانی از موسسه ماکس پلانک در جریان پژوهشی متوجه شد که مغز در دوران
کودکی هنوز به آن حد از تکامل نرسیده که بتواند تصمیمی عادلانه بگیرد.

هنر تقسیم کردن
اشتاین‌بایس با بکار بردن نظریه بازی، رفتار استراتژیک را بین ۱۴۶ کودک
در سنین ۶ تا ۱۴ سال بررسی کرده است. نظریه بازی شاخه‌ای از ریاضیات
کاربردی است و تلاش
می‌کند تا رفتار ریاضی در یک موقعیت استراتژیک را مدل‌سازی کند. این
موقعیت زمانی پدید می‌آید که موفقیت فرد وابسته به راه‌بردهایی باشد که
دیگران انتخاب می‌کنند.

چهارشنبه 16 فروردین 1391 :: 06:07 ::  نويسنده : pcalborz
افسردگي بر روي كليه جنبه هاي زندگي تأثير دارد....

ادامه مطلب ...
سه‌شنبه 15 فروردین 1391 :: 05:22 ::  نويسنده : pcalborz

Life is made up, not of great sacrifices or duties

but of little things in which smiles and kindnesses

and small obligations given habitually.

Download link:

http://wikisend.com/download/152052/anything can teach us.pps

 

دوشنبه 14 فروردین 1391 :: 05:55 ::  نويسنده : pcalborz
كمي در تنهايي بنشينيم و به اين جملات فكر كنيم....

ادامه مطلب ...
شنبه 12 فروردین 1391 :: 05:41 ::  نويسنده : pcalborz

پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه‌ای می‌نوشت.

بالاخره پرسید:  ماجرای کارهای خودمان را می‌نویسید؟ درباره‌ی من می‌نویسید؟

پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند زنان به نوه‌اش گفت: درسته درباره‌ی تو می‌نویسم اما مهم‌تر از نوشته‌هایم مدادی است که با آن می‌نویسم. می‌خواهم وقتی بزرگ شدی مانند این مداد شوی.

پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید.

اما این هم مثل بقیه مدادهایی است که دیده‌ام.

بستگی داره چطور به آن نگاه کنی.

در این مداد ۵ خاصیت است که اگر به دستشان بیاوری، تا آخر عمرت با آرامش

 زندگی می‌کنی.

صفت اول:

می‌توانی کارهای بزرگ کنی اما نباید هرگز فراموش کنی که دستی وجود دارد که حرکت تو را هدایت مي‌کند.

اسم این دست خداست. او همیشه باید تو را در مسیر ارده‌اش حرکت دهد.

صفت دوم:

گاهی باید از آنچه می‌نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. این باعث می‌شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تیزتر می‌شود. پس بدان که باید رنج‌هایی را تحمل کنی چرا که این رنج باعث می‌شود انسان بهتری شوی.

صفت سوم:

مداد همیشه اجازه می‌دهد برای پاک کردن یک اشتباه از پاک‌کن استفاده کنیم. بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست. در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری مهم است.

صفت چهارم:

چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقبت درونت باش چه خبر است.

صفت پنجم:

همیشه اثری از خود به جا می‌گذارد. بدان هر کار در زندگی‌ات می‌کنی ردی به جا می‌گذارد و سعی کن نسبت به هر کاری می‌کنی هوشیار باشی و بدانی چه می‌کنی.

جمعه 11 فروردین 1391 :: 09:40 ::  نويسنده : pcalborz

یك نظرسنجی در انگلیس نشان داد از نظر دوستداران ادبیات، یك خط از
رمان «بلندی‌های بادگیر» اثر «امیلی برونته»، رمانتیك‌ترین جمله در تاریخ
ادبیات انگلیسی است.
در این نظرسنجی كه 2000 نفر در آن شركت داشتند، 20 درصد از شركت‌كنندگان
جمله‌ :
روح از هر چه ساخته شده باشد، جنس روح او و من از یك جنس است
را به عنوان عاشقانه‌ترین جمله ادبی انتخاب كردند و به این ترتیب كتاب
«
بلندی‌های بادگیر» را به عنوان عاشقانه‌ترین كتاب ادبیات انگلیسی برگزیدند.
این جمله را كاترین ارشاو خطاب به هتكلیف به زبان می‌آورد
 
عنوان دوم در این نظر سنجی به «وینی پو» خرس مشهور كتاب كودكان تعلق گرفت كه
در یك جمله گفته است :
اگر 100 سال عمر كنی، امیدوارم من 100 سال منهای یك روز زنده بمانم تا مجبور
نباشم بدون تو زندگی كنم.
داستان‌های این خرس را ای. ای. میلن خلق كرده است
 
در این میان اما جمله‌ای از مشهورترین تراژدی «ویلیام شكسپیر» مقام سوم را كسب
كرد. این جمله كه از نمایشنامه «رومئو و ژولیت» آمده، چنین است:
آرام‌باش! چه نوری است كه از آن پنجره می‌تابد؟ آنجا مشرق است و ژولیت خورشید
تابان.


در مكان چهارم جمله‌ای از «وی.اچ . اودن» و در مكان پنحم یك جمله از دكتر
زئوس نویسنده مشهور كتاب‌های كودكان رای آورد و آن جمله چنین است:
وقتی می‌فهمی عاشق شدی كه می‌بینی دوست نداری بخوابی، چون واقعیت شیرین‌تر از
رویاهایت شده است.

پنج‌شنبه 10 فروردین 1391 :: 04:54 ::  نويسنده : pcalborz

As you welcome a new day with a Smile on your lips,  love in your Heart and good houghts in your mind,  here is me wishing you a very good morning along

with a soothing slide show on heart prints.

Every little word and act of ours

carries an image of our own self dear.

Every moment is an opportunity

to show our care and concern to our loved ones.

 

Download link:

http://wikisend.com/download/390398/Heart Prints.PPS

As you welcome a new day with a Smile on your lips,  love in your Heart and good houghts in your mind,  here is me wishing you a very good morning along

with a soothing slide show on heart prints.

Every little word and act of ours

carries an image of our own self dear.

Every moment is an opportunity

to show our care and concern to our loved ones.

 

Download link:

http://wikisend.com/download/390398/Heart Prints.PPS

 

 

چهارشنبه 09 فروردین 1391 :: 06:22 ::  نويسنده : pcalborz
Misfortune cannot be conquered by furious and continuing resentment. We win victory over bereavement only when we face our loss, accept our loss, and then make our way through and beyond our loss. You ask how we make our way through it and beyond it ? We do so by deliberately re entering the world of daily activity- the busy world of problems, duties, friendships, opportunities and satisfactions. A resentful, self pitying life is a doomed life. Only the life that picks up and starts again is victorious. The loss of a loved one is a sorrow all of us must eventually face, and never is help more needed than during the first dark days of bereavement. The true way to mourn the dead is to take care of the living who belong to them. Believe when you are most unhappy, that there is something for you to do in the world. So long as you can sweeten another’s pain, life is not in vain. Robbed of joy, of courage, and of the very desire to live, the newly bereaved frequently avoids companionship, feeling himself so limp with misery and so empty of vitality that he is ill suited for human contacts; and yet no one is so bereaved, so miserable, that he cannot find someone else to help in their time of need; someone who needs friendship, understanding, and courage more than he. The unselfish effort to bring cheer to others will be the beginning of a happier life for ourselves. Often when the heart is torn with sorrow, spiritually we wander like a traveller lost in a deep wood. We grow frightened, lose all sense of direction, and batter ourselves against trees and rocks in our attempt to find a path. All the while there is a path- a path of faith-that leads straight out of the dense tangle of our difficulties into the open road we are seeking. Let us not weep for those who have gone away when their lives were at full bloom and beauty. Who are we that we should mourn them and wish them back ? Life at its every stage is good, but who shall say whether those who die in the splendor of their prime are not fortunate to have known no abatement, no dulling of the flame by ash, no slow fading of life’s perfect flower.
سه‌شنبه 08 فروردین 1391 :: 06:54 ::  نويسنده : pcalborz
وفا نكردي و كردم، خطا نديدي و ديدم شكستي و نشكستم، بُريدي و نبريدم اگر ز خلق ملامت، و گر ز كرده ندامت كشيدم از تو كشيدم، شنيدم از تو شنيدم كي ام، شكوفه اشكي كه در هواي تو هر شب ز چشم ناله شكفتم، به روي شكوه دويدم مرا نصيب غم آمد، به شادي همه عالم چرا كه از همه عالم، محبت تو گزيدم چو شمع خنده نكردي، مگر به روز سياهم چو بخت جلوه نكردي، مگر ز موي سپيدم بجز وفا و عنايت، نماند در همه عالم ندامتي كه نبردم، ملامتي كه نديدم نبود از تو گريزي چنين كه بار غم دل ز دست شكوه گرفتم، بدوش ناله كشيدم جواني ام به سمند شتاب مي شد و از پي چو گرد در قدم او، دويدم و نرسيدم به روي بخت ز ديده، ز چهر عمر به گردون گهي چو اشك نشستم، گهي چو رنگ پريدم وفا نكردي و كردم، بسر نبردي و بردم ثبات عهد مرا ديدي اي فروغ اميدم؟ ولی داستان عشق و خیانتی که باعث سروده شدن این شعر شد به گوش کمتر کسی رسیده. مهرداد اوستا در جوانی عاشق دختری شده و قرار ازدواج می‌گذارند. دختر جوان به دلیل رفت و آمد هایی که به دربار شاه داشته، پس از مدتی مورد توجه شاه قرار گرفته و شاه به او پیشنهاد ازدواج می‌دهد.دوستان نزدیک اوستا که از این جریان باخبر می‌شوند، به هر نحوی که اوستا متوجه خیانت نامزدش نشود سعی می کنند عقیده ی او را در ادامه ی ارتباط با نامزدش تغییر دهند. ولی اوستا به هیچ وجه حاضر به بر هم زدن نامزدی و قول خود نمی‌شود. تا اینکه یک روز مهرداد اوستا به همراه دوستانش، نامزد خود را در لباسی که هدیه‌ای از اوستا بوده، در حال سوار شدن بر خودروی مخصوص دربار مي‌بیند... مهرداد اوستا ماه ها دچار افسردگی شده و تبدیل به انسانی ساکت و کم‌حرف می‌شود. سالها بعد از پیروزی انقلاب، وقتی شاه از دنیا میرود، زن‌های شاه از ترس فرح، هر کدام به کشوری می‌روند و نامزد اوستا به فرانسه.. در همان روزها، نامزد اوستا به یاد عشق دیرین خود افتاده و دچار عذاب وجدان می‌شود و در نامه‌ای از مهرداد اوستا می‌خواهد که او را ببخشد. اوستا نیز در پاسخ نامه‌ی او تنها این شعر را می‌سراید..
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران