خدمات مشاوره و روانشناسي
ارائه مطالب مرتبط با روانشناسي و آنچه كه بتواند لحظاتي هرچند كوتاه موجبات دل آرامي را فراهم آورد.
درباره وبلاگ


به وبلاگ من خوش آمدید. اميدوارم از مطالب آن استفاده كامل ببريد و مرا از نظرات خود مطلع كنيد.
آخرین مطالب
نويسندگان
پنج‌شنبه 31 فروردین 1391 :: 08:27 ::  نويسنده : pcalborz

كم‌كم تفاوت ظرفيت ميان نگه‌داشتن يك دست و زنجير كردن يك روح را يادخواهي گرفت

اين كه عشق تكيه‌كردن نيست

و رفاقت، اطمينان خاطر

و هديه‌هاي عهد و پيمان معني نمي‌دهند

و شكست‌هايت را خواهي پذيرفت

سرت را بالا خواهي گرفت با چشم‌هاي باز 

و يادميگيري كه همه‌ي راه‌هايت را هم امروز بسازي

كه خاك فردا براي خيال‌هاي مطمئن نيست

و آينده امكاني براي سقوط به ميانه‌ي نزاع در خود دارد

كم‌كم ياد مي‌گيري 

كه حتي نور خورشيد مي‌سوزاند اگر زياد آفتاب بگيري 

بعد باغ خود را مي‌كاري و روحت را زينت مي‌دهي

به جاي ان كه منتظر كسي باشي تا برايت گل بياورد 

و ياد مي‌گيري كه مي‌تواني تحمل كني 

كه محكم هستي

كه خيلي مي‌ارزي 

و مي‌آموزي و مي‌آموزي 

با هر خداحافظي 

ياد مي‌گيري....!

 

«خورخه لوييس بورخس»

 

چهارشنبه 30 فروردین 1391 :: 11:27 ::  نويسنده : pcalborz

طبيعت حقيقي يک قلب تنها زماني مشخص مي‌شود که به

چيزي به ظاهر بدون جذابيت پاسخ بدهد....



ادامه مطلب ...
سه‌شنبه 29 فروردین 1391 :: 08:05 ::  نويسنده : pcalborz

گاندی رهبر فقید هندوستان با قطار در حال مسافرت بود...

به علت بی‌توجهی، یک لنگه از کفشهای نو او، که به تازگی خریده بود از پنجره‌ی قطار بیرون افتاد.

 

گاندی بلافاصله لنگه‌ی دیگر کفشش را هم بیرون انداخت.

مسافران دیگر با تعجب به او نگاه کردند و علت این کارش را پرسیدند.

او با لبخندی رضایت‌بخش گفت: "یک لنگه کفش نو برای من بی‌مصرف است،

ولی اگر کسی یک جفت کفش نو پیدا کند مطمئنا خیلی خوشحال خواهد شد".

خوشبختی یگانه چیزی است که می‌توانیم بی آنکه خود داشته باشیم،

دیگران را از آن برخوردار کنیم.  

پنج‌شنبه 24 فروردین 1391 :: 08:10 ::  نويسنده : pcalborz

مردی در کنار ساحل دورافتاده‌ای قدم می‌زد. مردی را در فاصله‌ای دور می‌بیند که مدام خم می‌شود و چیزی را از روی زمین برم‌یدارد و داخل اقیانوس پرتاب می‌کند. نزدیکتر

می‌شود، می‌بیند مردی بومی صدفهایی را که به ساحل افتاده‌اند را در آب می‌اندازد.-

         صبح بخیر رفیق، خیلی دلم می‌خواهد بدانم چه می‌کنی؟

         این صدفها را در داخل اقیانوس می‌اندازم. الان موقع مد دریاست و مد این صدف ها را به ساحل دریا آورده و اگر آنها را توی آب نیندازم از کمبود اکسیژن

خواهند مرد.

         دوست من! حرف تو را می‌فهمم ولی در این ساحل هزاران صدف این شکلی وجود دارد، تو که نمي‌توانی آنها را به آب برگردانی خیلی زیاد هستند و تازه همین یک

ساحل نیست. نمی‌بینی کار تو هیچ فرقی در اوضاع ایجاد نمی‌کند؟

مرد بومی لبخندی زد و خم شد و دوباره صدفی برداشت و به داخل دریا انداخت

و گفت: "برای این یکی اوضاع فرق کرد."

از خودمان آغاز کنیم.

 

چهارشنبه 23 فروردین 1391 :: 07:53 ::  نويسنده : pcalborz

اسکندر مقدونی، هنگامی که در یکی از شهرهای ایران از گورستان عبور می‌کرد از مشاهده سنگ قبرها بشدت متعجب شد. پیرمردی که آنجا بود را خطاب قرار داد و پرسید که چرا در شهر شما همه مردم در سنین کودکی یا نوجوانی می‌میرند؟ و به سنگ قبرها اشاره کرد که روی آنها نام متوفی و مدت زندگی او را نوشته بود و همه عدد ها بین یک تا ده بود
پیرمرد سری تکان داد و گفت در شهر ما رسم بر این است که بجای عمر طبیعی افراد، میزانی که شخص در عمرش گناه نکرده است را بعنوان عمر واقعی و ارزشمند او حساب می‌کنیم، هر کسی در آخر عمرش، روزهایی که مرتکب گناه نشده را می شمرد و حساب مي‌کند که چند سال می شود، اگر بطور مثال جمع همه روزهای بدون گناه بشود دو سال، ما روی سنگ قبر او می‌نویسیم "مدت زندگی 2 سال. اسکندر کمی در خود فرو رفت و از پیر مرد پرسید اگر اسکندر کبیر در شهر شما بمیرد، روی سنگ قبر او چه خواهید نوشت؟ آن مرد روشن ضمیر پاسخ داد روی سنگ قبر تو می‌نویسیم: اسکندر،مردی که هرگز زاده نشد

 

سه‌شنبه 22 فروردین 1391 :: 08:36 ::  نويسنده : pcalborz

فقیر به دنبال شادی ثروتمند و پولدار به دنبال ارامش زندگی فقیر است،

کودک به دنبال آزادی بزرگتر و بزرگتر به دنبال سادگی کودک است،

پیر به دنبال قدرت جوان و جوان در پی تجربه سالمند است،

آنان كه رفته‌اند در آرزوی بازگشت، و آنان كه مانده‌اند در دل رويای رفتن دارند...

خدایا، کدامین پل در کجای دنیا شکسته است که هیچکس به مقصد خود نمی‌رسد؟

ساعتها را بگذارید بخوابند. بیهوده زیستن را نیازی به شمردن نیست... 

 

 

__._,_.___

__,_._,___

فقیر به دنبال شادی ثروتمند و پولدار به دنبال ارامش زندگی فقیر است،

کودک به دنبال آزادی بزرگتر و بزرگتر به دنبال سادگی کودک است،

پیر به دنبال قدرت جوان و جوان در پی تجربه سالمند است،

آنان كه رفته‌اند در آرزوی بازگشت، و آنان كه مانده‌اند در دل رويای رفتن دارند...

خدایا، کدامین پل در کجای دنیا شکسته است که هیچکس به مقصد خود نمی‌رسد؟

ساعتها را بگذارید بخوابند. بیهوده زیستن را نیازی به شمردن نیست... 

 

__._,_.___

__,_._,___

 

 

 

 

یکشنبه 20 فروردین 1391 :: 05:35 ::  نويسنده : pcalborz

Just three keys to enjoy life:

CONTROL your emotions

Look for ALTERNATIVE solutions

DELETE the situations which give you unnecessary tension.

 

Download link:

http://wikisend.com/download/395474/life steps.PPS

 

 

شنبه 19 فروردین 1391 :: 08:06 ::  نويسنده : pcalborz

Friends are special treasures of the heart.

They make you feel loved, needed and secured.

Its often not said, but felt.

To have a friend, be a friend

says this show.

 

Download link:

http://wikisend.com/download/248224/be_a_friend.ppsx

 

جمعه 18 فروردین 1391 :: 07:32 ::  نويسنده : pcalborz
رازهاي آرامش درون از نظر شما چيست؟

ادامه مطلب ...
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران