خدمات مشاوره و روانشناسي
ارائه مطالب مرتبط با روانشناسي و آنچه كه بتواند لحظاتي هرچند كوتاه موجبات دل آرامي را فراهم آورد.
درباره وبلاگ


به وبلاگ من خوش آمدید. اميدوارم از مطالب آن استفاده كامل ببريد و مرا از نظرات خود مطلع كنيد.
آخرین مطالب
نويسندگان
شنبه 08 بهمن 1390 :: 19:46 ::  نويسنده : pcalborz

دو روز مانده به پايان جهان تازه فهميد كه هيچ زندگی نكرده است، تقويمش

پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقی بود.

پريشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بيشتری از خدا بگيرد،

داد زد و بد و بيراه گفت، خدا سكوت كرد، جيغ زد و جار و جنجال راه

انداخت، خدا سكوت كرد، آسمان و زمين را به هم ريخت، خدا سكوت كرد.

به پر و پای فرشته ‌و انسان پيچيد، خدا سكوت كرد، كفر گفت و سجاده دور

انداخت، خدا سكوت كرد، دلش گرفت و گريست و به سجده افتاد، خدا سكوتش را

شكست و گفت: "عزيزم، اما يك روز ديگر هم رفت، تمام روز را به بد و بيراه

و جار و جنجالاز دست دادی، تنها يك روز ديگر باقی است، بيا و لااقل اين

يك روز را زندگی كن."

لا به لاي هق هقش گفت: "اما با يك روز... با يك روز چه كار می‌توان كرد؟..."

خدا گفت: "آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند، گويی هزار سال زيسته

است و آنكه امروزش را در نمی‌يابد هزار سال هم به كارش نمی‌آيد"، آنگاه

سهم يك روز زندگي را در دستانش ريخت و گفت: "حالا برو و يک روز زندگی

كن."

او مات و مبهوت به زندگی نگاه كرد كه در گودی دستانش می‌درخشيد، اما

می‌ترسيد حركت كند، می‌ترسيد راه برود، می‌ترسيد زندگی از لا به لای

انگشتانش بريزد، قدری ايستاد، بعد با خودش گفت: "وقتی فردايي ندارم، نگه

داشتن اين زندگی چه فايده‌ای دارد؟ بگذارد اين مشت زندگی را مصرف كنم.."

آن وقت شروع به دويدن كرد، زندگی را به سر و رويش پاشيد، زندگی را نوشيد

و زندگی را بوييد، چنان به وجد آمد كه ديد می‌تواند تا ته دنيا بدود، مي

تواند بال بزند، می‌تواند پا روی خورشيد بگذارد، می تواند....

او در آن يك روز آسمانخراشی بنا نكرد، زمينی را مالك نشد، مقامی را به

دست نياورد، اما...

اما در همان يك روز دست بر پوست درختی كشيد، روی چمن خوابيد، كفش دوزدكی

را تماشا كرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد و به آنهايی كه او را

نمی‌شناختند، سلام كرد و برای آنها كه دوستش نداشتند از ته دل دعا كرد،

او در همان يك روز آشتی كرد و خنديد و سبك شد، لذت برد و سرشار شد و

بخشيد، عاشق شد و عبور كرد و تمام شد.

او در همان يك روز زندگی كرد.

فردای آن روز فرشته‌ها در تقويم خدا نوشتند: "امروز او درگذشت، كسي كه

هزار سال زيست!"

شنبه 08 بهمن 1390 :: 19:38 ::  نويسنده : pcalborz

امام صادق (عليه ‌السلام):
لا یَنْبَغِي لِلْمَرءِ المُسلِْمِ أنْ یُؤاخِیَ الفاجِرَ وَلا الأحْمَقَ وَلا الکَذّابَ.
شایسته نیست که انسان مسلمان با بدكار، نادان و دروغگو برادری کند.

It is not proper for a Muslim to fraternize with an immoral person, a fool or a liar.

بحارالأنوار، ج 71، ص 205

 

جمعه 07 بهمن 1390 :: 07:48 ::  نويسنده : pcalborz

خوشبختي چيه؟!

قانون‌هاي ذهني مي‌گن خوشبختي يعني رضايت.مهم نيست...چي داشته باشي يا چقدر، مهم اينه كه از هموني كه داري راضي هستي يا نه؟!چون يه وقتهايي آدم خيلي چيزها

داره اما باز هم احساس خوشبختي نداره! و بر عكسش...پس يه قانون وجود داره، كه مي‌گه:

 

ميزان خوشبختي = ميزان رضايت

حالا اين سوال مهم پيش مي‌آيد كه چه طوري ميشه در كل زندگي احساس رضايت كرد؟

زندگي مجموعه‌اي از لحظه هاست! چون پشت اين لحظه، لحظه ي بعديه و پشت اون لحظه ي بعدي و بعدي و...پس، اگه مي‌خواي در كليت بزرگ زندگي راضي باشي اول بايد تمرين

كني تا در لحظه راضي باشي.

 

استاد مي‌گفت:

 

"اگه كسي تصميم بگيره فقط توي لحظه‌ي اكنون راضي باشه، بعد، به لحظه‌ي بعدي، كه رسيد، باز در لحظه‌ي اكنون راضي باشه و بعد به لحظه‌ي بعدي كه رسيد باز.....

مي‌دوني چي مي‌شه؟

اون فقط براي راضي و شاد بودن در يك لحظه تلاش كرده، اما يك دفعه مي‌بينه پنج ساله كه راضي و خشنوده! اگه كسي از لحظه‌ي اكنونش ناراضي باشه، بعد، از لحظه‌ي

بعد هم ناراضي باشه، بعد... يكهو به خودش مي‌آيد و مي‌بينه  پنجاه سالشه و همه‌ي اين پنجاه سال رو ناراضي بوده!"

 

به همين دليل دانشمندان ذهني به لحظه ي اكنون مي‌گن: لحظه‌ي ابدي اكنون.

 

شرط رضايت اينه كه در لحظه‌ي ابدي اكنون راضي و شاد باشي

اصلا"مهم نيست داري در لحظه‌ي اكنون چي كار مي‌كن، فقط تصميم بگير مراقبه كني كه از هر كاري كه داري در لحظه انجام مي‌دي احساس رضايت و شادي كني.  به اين كار

مي‌گن مراقبه‌ي لحظه‌ي ابدي اكنون. اين كار، اتفاقا "بر خلاف تصور، كار خيلي راحتي نيست. دانشمندان ذهني معتقدند در هر عمل و كاري كه انجام مي‌شه يه مقداري انرژي

نهفته است و ما فقط در صورتي كه روي اون كار مراقبه داشته باشيم مي‌تونيم اون انرژي رو دريافت كنيم.

ببينين، مثلا "من از صبح شروع مي‌كنم. از خواب بيدار مي‌شيم، مي‌ريم مسواك مي‌زنيم و در همون حال به صد تا چيز فكر مي‌كنيم غير از مسواك زدن. بعد مي‌ريم صبحونه

مي‌خوريم در حالي كه فكرمون هزار جاي ديگه است غير از صبحانه خوردن. بعد... در واقع هر كاري كه داريم انجام مي‌دهيم به همه چيز فكر مي‌كنيم غير از همون كار.

اين باعث مي‌شه انرژي پنهان كارها رو دريافت كه نمي‌كنيم، هيچ! كلي هم انرژي ذخيره شده‌مان را الكي خرج مي‌كنيم!

شايد از مراسم چاي در چين يا ژاپن شنيده باشين. اون در واقع يه جور مراقبه در لحظه‌ي ابدي اكنونه.

 

تمرين‌هايي براي درك و لذت بردن در لحظه‌ي ابدي اكنون:

تمرين 1: براي خودتون يه استكان چاي بريزين.با دقت سعي كنيد فقط به كاري كه دارين مي كنين، فكر كنين. بعد در يه جاي آروم بنشينيد و با آرامش چاي رو ميل كنيد.

به اين فكر كنيد كه با هر جرعه‌ي چاي، همه‌ي انرژي موجود در آن را دريافت مي‌كنيد و لذت مي‌بريد. به لحظه لحظه‌ي خوردن چاي دقت كنيد. (اگه فكر ديگه‌اي اومد

توي ذهنتون، خودتون رو شماتت نكنيد. فقط آروم سعي كنيد دوباره به خوردن چاي برگرديد.) بعد از اتمام، حتما" در دفتر مراقبه از خودتون تشكر كنيد.

 

تمرين 2: مراقبه كنيد در زمان مسواك زدن فقط به مسواك زدنتون فكر كنين. سعي كنيد از اين كار لذت ببريد. 

تمرين 3: مراقبه كنيد زمان خوردن غذا فقط به خوردن غذا فكر كنيد. مجسم كنيد با هر لقمه، انرژي موجود در غذا به همه‌ي سلول‌هاي بدنتون مي‌رسه.از هر لقمه ي اون

لذت ببريد.

 

نكته: غذايي كه با مراقبه خورده مي‌شه هرگز باعث چاقي‌هاي موضعي نمي‌شه. (در واقع وقتي ما غذا مي‌خوريم در حالي كه به صد چيز غير از خوردن غذا فكر مي‌كنيم، باعث

انباشته شدن اون در جاهاي نامناسب مي‌شيم. بر عكسش هم صادقه. يعني كساني كه هر چيزي كه مي‌خورن، چاق نمي‌شن، اگه روي غذا خوردن آگاهانه، مراقبه كنن، همه‌ي انرژي

موجود در غذا رو دريافت مي‌كنن. حتي مي‌تونين مجسم كنين كه دوست دارين غذا در چه قسمتي از بدن شما باعث چاقي بشه! وقتي دارين غذا مي‌خورين توي دلتون با لقمه

هاتون حرف بزنيد! از لقمه‌ي نون و پنير صبحتون بخواهيد كه همه‌ي نيروش رو به شما انتقال بده. (نخندين! جدي مي‌گم! اين يكي از مراقبه‌هاي هندوهاست!)

 

تمرين 4:اين تمرين براي سيگاري‌هاست. اگه روي كشيدن هر سيگار مراقبه كنيد، خيلي زودتر ارضا مي‌شيد و به تدريج تعداد سيگارهاتون كم و كمتر مي‌شه.

 

به تدريج خودتون رو عادت بديد كه هر كاري كه دارين انجام مي‌دين، فقط به اون فكر كنيد و تصور كنيد با اين كار همه‌ي انرژي نهفته در اون كار رو دارين دريافت

مي‌كنين. خيلي سخته، اما شدنيه! شايد باورتون نشه اما به تدريج حتي از كارهايي كه دوست نداشتيد، به شدت لذت مي‌بريد. اين قانون رو به ياد بسپرين: بر هر چيز

كه تمركز كنيم، انرژي اون رو دريافت مي‌كنيم. (در بعضي از مكاتب هندي حتي بر گريه كردن و اندوه هم مراقبه مي‌كنند و معتقدند از اون هم ميشه انرژي دريافت كرد

اما چون اين بحث ديگه ايه و بايد فرق بين ايجاد ماند با دريافت انرژي از اندوه رو بدونيم خواهش مي كنم فعلا" در اين مورد اقدامي نكنيد!) 

 

يك حكايت:

 

خوب مي‌خوام يه حكايت از يه گورو ي ( استاد بزرگ) هندي بگم كه توي يه كتاب خوندم. اون با مريدانش دسته جمعي با هم، در جايي بيرون شهر، زندگي مي‌كردند. همه‌ي

مريدهاي اون موظف بودند سالها پيش اون زندگي كنند و آموزش ببينند. يك روز يه نفر به اون استاد مراجعه مي‌كنه و مي‌گه شما چه طوري به اين قدرت رسيدين كه مي

تونين با نگاه ديگران رو شفا بدين؟ وقتي من مريد شما بشم، در طي اين همه سال كه بايد پيش شما بمونم، چه تمرين‌هايي انجام مي‌ديم؟ در طول روز چه كار مي‌كنيم؟

استاد مي‌گه: ما صبح ورزش مي‌كنيم. بعد صبحانه مي‌خوريم. بعد كار مي‌كنيم تا ناهار. بعد ناهار مي‌خوريم. كمي استراحت مي‌كنيم، باز كار مي‌كنيم و شب مي‌خوابيم!

اون شاگرد عصباني مي‌شه و مي‌گه امكان نداره! ما همه‌ي اين كارها رو انجام مي‌ديم اما قدرت شما رو نداريم. استاد مي‌گه: هرگز شما مثل ما اين كارها رو انجام نمي‌ديد.

شما صبحانه مي‌خوريد، كار مي‌كنيد، تفريح مي‌كنيد، در حالي كه به چيز ديگه‌اي دارين فكر مي كنين، اما ما وقتي صبحانه مي خوريم فقط به خوردن اون فكر مي كنيم!

وقتي كار مي‌كنيم فقط به اون كار فكر مي‌كنيم. وقتي.....

بنابراين شما هيچ انرژي‌اي دريافت نمي‌كنيد! اما ما همه‌ي انرژيهاي موجود در طبيعت رو دريافت مي‌كنيم و با بخشيدن فقط مقداري از اون به بيمارها، باعث شفاي

اون‌ها مي‌شيم!

خوب و حالا تمرين آخر: 

 

يك بار ديگه اين پست رو بخون و تصميم بگير همه‌ي انرژي موجود در كلمات اون رو دريافت كني. لبخند بر لب داشته باش. حالا آماده باش تا در لحظه‌ي ابدي اكنون، شاد

و راضي باشي. از همين حالا شروع كن! چون امروز اولين روز از روز هاي باقيمانده‌ي عمر توست.

كامران حق‌پيكر

پنج‌شنبه 06 بهمن 1390 :: 07:04 ::  نويسنده : pcalborz

یادمان باشد که:

من می‌‌توانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشته‌خو یا شیطان‌ صفت باشم،

من می توانم تو را دوست داشته یا از تو متنفر باشم،

من می‌توانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم،

چرا که من یک انسانم، و این‌ها صفات انسانى است.

و تو هم به یاد داشته باش: من نباید چیزي باشم که تو می‌خواهي، من را

خودم از خودم ساخته‌ام،

تو هم به یاد داشته باش

مني که من از خود ساخته‌ام، آمال من است،

تویي که تو از من می سازي آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند.

لیاقت انسان‌ها کیفیت زندگي را تعیین می‌کند نه آرزوهایشان

و من متعهد نیستم که چیزي باشم که تو می‌خواهي

و تو هم می‌تواني انتخاب کني که من را می‌خواهي یا نه

ولي نمی‌تواني انتخاب کني که از من چه می‌خواهي.

می‌تواني دوستم داشته باشي همین گونه که هستم، و من هم.

می‌تواني از من متنفر باشى بى‌هیچ دلیلى و من هم،

چرا که ما هر دو انسانیم.

این جهان مملو از انسان‌هاست،

پس این جهان می‌تواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد.

تو نمی‌تواني برایم به قضاوت بنشیني و حکمی صادر کنی و من هم،

قضاوت و صدور حکم بر عهده نیروى ماورایى خداوندگار است.

دوستانم مرا همین گونه پیدا می کنند و می‌ستایند،

حسودان از من متنفرند ولي باز می‌ستایند،

دشمنانم کمر به نابودیم بسته‌اند و همچنان می‌ستایندم،

چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستى خواهم داشت،

نه حسودى و نه دشمنى و نه حتی رقیبى،

من قابل ستایشم، و تو هم……

یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتاد به خاطر بیاورى که آن‌هایي که

هر روز می‌بیني و مراوده می‌کني همه انسان هستند و داراي خصوصیات یک

انسان، با نقابى متفاوت، اما همگي جایزالخطا.

 

اگر انسان‌ها را از پشت نقاب‌هاى متفاوتشان شناختي، نامت را انسانى باهوش بگذار.

 

ماهاتما گاندی

پنج‌شنبه 06 بهمن 1390 :: 06:48 ::  نويسنده : pcalborz

روباه: مي‌دوني ساعت چنده آخه ساعت من خراب شده؟

شير : اوه. من مي‌تونم به راحتي برات درستش کنم!

روباه : اوه. ولي پنجه‌هاي بزرگ تو فقط اونو خرابتر مي‌کنه!

شير : اوه. نه. بده برات تعميرش مي‌کنم!

روباه : مسخره است. هر احمقي ميدونه که يک شير تنبل با چنگال‌های بزرگ

نمي‌تونه يه ساعت مچی پيچيده رو تعمير کنه.

شير : البته که مي‌تونه. اونو بده تا برات تعميرشکنم.

شير داخل لانه‌اش شد و بعد از مدتي با ساعتي که به خوبي کار مي‌کرد

بازگشت. روباه شگفت زده شد و شير دوباره زير آفتاب دراز کشيد و

رضايتمندانه به خود مي‌باليد.بعد از مدت کمي گرگی رسيد و به شير لميده در

زير آفتاب نگاهي کرد.

گرگ : مي‌تونم امشب بيام و با تو تلويزيون نگاه کنم؟ چون تلويزيونم خرابه.

شير : اوه. من مي‌تونم به راحتي برات درستش کنم!

گرگ: از من توقع نداری که اين چرند رو باور کنم. امکان نداره که يک شير

تنبل با چنگال‌های بزرگ بتونه يک تلويزيون پيچيده رو درست کنه.

شير : مهم نيست. مي‌خواهي امتحان کني؟

شير داخل لانه‌اش شد و بعد از مدتي با تلويزيون تعمير شده برگشت!

گرگ شگفت زده و با خوشحالي دور شد.

********

حال ببينيم در لانه شير چه خبره؟

در يک طرف شش خرگوش باهوش و کوچک مشغول کارهای بسيار پيچيده بوسيله

ابزارهای مخصوص هستند و در طرف ديگر شير بزرگ مفتخرانه لميده است!

نتيجه :اگر مي‌خواهيد بدانيد چرا يک مدير مشهور است به کار زيردستانش

توجه کنيد.اگر مي‌خواهيد مدير موفق و مؤثري باشيد از هوشمندي و ارتقاء

کارکنانتان نهراسيد بلکه به آنها فرصت رشد بدهيد. اين مسأله چيزي از

توانمندي‌هاي شما نمي‌کاهد.به قول بيل گيتس:

مديران موفق افراد باهوش‌تر از خود را استخدام مي‌کنند.

پنج‌شنبه 06 بهمن 1390 :: 06:45 ::  نويسنده : pcalborz

یا رب... مرا معبر آرامش کن..

تا آنجا که نفرت هست,

عشق جاری سازم

آنجا که خطا هست

, بخشایش بگسترم....

... ... آنجا که جدایی هست,

, وصل بیافرینم..

آنجا که لغزش ...و دروغ هست,,

حقیقت بیاورم..

آنجا که تردید هست,

ایمان بنا کنم..

آنجا که ظلمت هست,

,نور بتابانم..

آنجا که اندوه هست,,

شادی منتشر کنم.

چهارشنبه 05 بهمن 1390 :: 15:25 ::  نويسنده : pcalborz
برترین هجرت
رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله):
أفْضَلُ الهِْجرَةِ أنْ تَهْجُرَ ما کَرِهَ اللهُ.
برترین هجرت، هجرت از چیزی است که خدا آن را خوش ندارد.
The best emigration is keeping away from what God does not like.
کنز العمال، ح 46263

چهارشنبه 05 بهمن 1390 :: 12:46 ::  نويسنده : pcalborz

کاهش توانایی فرد در فراگیری موضوعات جدید با کاهش توانايي فرد در يادآوري اطلاعات قديم را ضعف حافظه مي نامند.



ادامه مطلب ...
سه‌شنبه 04 بهمن 1390 :: 18:36 ::  نويسنده : pcalborz

سلامت نیوز: فشارخون بالا، غالباً شناسه‌ يا نشانه‌يي ندارد. اما، تأثير بالا بودن فشارخون بر زندگي جنسي آشکار است. با وجودي که فعاليت جنسي به خلاف حمله‌ي

قلبي، تهديد فوري سلامتي به شمار نمي‌آيد ولي بالا بودن فشارخون ممکن است بر رضايت کلي از م

 

ميان بالا بودن فشارخون و بروز مشکلات جنسي در مردان يک پيوند تأييد شده وجود دارد ولي در خانم‌هايي که دچار کاهش رضايت جنسي هستند، هنوز ارتباط با بالا بودن

فشارخون ثابت نشده است.

چالش‌ها در مردان

به گزارش سلامت نیوز به نقل از هفته نامه پزشکی امروز بالا بودن فشارخون به آستر عروق خوني آسيب مي‌رساند و سبب سفت و باريک شدن (آتروسکلروز، تصلب شرائين) سرخ

رگ‌ها و محدود شدن جريان خون مي‌گردد. اين امر به آن معنا است که خون به مقدار کمتر به آلت جريان مي‌يابد. در بعضي مردان، کاهش جريان خون سبب دشواري پيدا شدن

حالت نعوظ و حفظ آن مي‌شود. اين حالت را غالباً سوء کار نعوظي erectile dysfunction مي‌نامند. اين مشکل به ويژه در مرداني که بالا بودن فشارخون خود را درمان

نمي‌کنند بيشتر ديده مي شود.

 

حتي يک مورد رويداد سوء کار نعوظي ممکن است به پيدايش اضطراب بيانجامد. ترس‌هايي که در اين مورد دوباره به وقوع خواهد پيوست ممکن است به پرهيز از انجام نزديکي

در مردان منتهي شده و بر رابطه با مصاحب جنسي تأثير بگذارد.

بالا بودن فشارخون بر انزال نيز مؤثر است و سبب کاهش ميل جنسي هم مي‌شود. گاهي داروهاي مورد استفاده در درمان فشارخون بالا نيز داراي همين تأثيرات مي‌باشند.

 

چالش‌ها در زنان

تأثير بالا بودن فشارخون بر بروز مشکلات جنسي در خانم‌ها، به خوبي روشن نشده است. اما امکان دارد بالا بودن فشار بر زندگي جنسي خانم‌ها تأثير گذارد.

           بالا بودن فشارخون ممکن است سبب کاهش جريان خون در واژن گردد. در بعضي خانم‌ها، اين حالت به کاهش ميل جنسي يا به پاخيزي، خشکي واژن يا اشکال در رسيدن

به ارگاسم (ربوخه، اوج لذت جنسي، Orgasm)منتهي شود. بهبود به پاخيزي و روان و نرم‌سازي ممکن است به رفع اين حالت کمک کند. مانند مردان، خانم‌ها نيز ممکن است

دچار اضطراب شده و به علت سوء کار مسايل جنسي به مسايل مربوط به روابط مبتلا شوند، در صورت بروز اين مشکلات، خانم‌ها بايد به پزشک مراجعه کنند.

 

عوارض جنسي داروهاي فشارخون

آن دسته از داروهاي فشارخون بالا که ممکن است به عنوان عارضه‌ي جانبي سبب سوء کار جنسي شوند عبارتند از:

 

    قرص‌هاي افزاينده‌ ادرار (مدر).اين قرص‌ها به شدت سبب کاهش جريان خون آلت شده و رسيدن و ايجاد حالت نعوظ را دشوار مي‌سازند. اين داروها سبب تخريب ذخيره‌ي

روي در بدن مي‌گردند. روي براي ساخته شدن هورمون جنسي تستوسترون ضروري است.

    بتابلوکرها. اين داروها بر آن واکنش‌دستگاه عصبي تأثير دارد که سبب نعوظ مي‌شود. استفاده از بتابلوکرها سبب مي‌شود تا سرخ‌رگ‌هاي آلت گشاد نشوند و خون به

مقدار کافي جهت ايجاد نعوظ در آلت جريان نيابد.

 

براي کاهش احتمال بروز عوارض جانبي ناشي از اين داروها از جمله مشکلات جنسي، داروها را آنچنانکه تجويز شده‌اند مصرف نمائيد. اما اگر باز هم اين عوارض جانبي

موجود باشد، با پزشک خود مشاوره کنيد تا داروهاي ديگري تجويز کند که عوارض جانبي کمتري داشته باشند.

 

داروهاي داراي عوارض جانبي کمتر

در صورتي که عوارض جانبي جنسي بازهم موجود باشد، بايد از پزشک خواست داروهاي ديگري تجويز کند. احتمال دارد مصرف بعضي از داروهاي کاهنده‌ي فشارخون عوارض جانبي

جنسي کمتري داشته باشند. از جمله:

 

    مهار کننده‌هاي آنزيم مبدل آنژيوتانسين  (ACE)

    بلوکرهاي راهگذر کلسيم

    بلوکرهاي گيرنده‌ي‌ آنژيوتانسين  II

    آلفا بلوکرها

 

براي کمک به پزشک در انتخاب مناسب‌ترين دارو، بايد اطلاعات مربوط به مصرف تمامي داروها از جمله مکمل‌‌هاي گياهي و داروهاي بدون نسخه در اختيارش نهاده شود. گاهي

ترکيب خاصي از داروها يا مکمل‌ها در ايجاد مشکل جنسي سهيم است.

اگر پزشک موافق باشد، بيمار مي‌تواند به طور موقت داروي فشارخون را قطع کند تا مشخص شود آيا وضعيت زندگي جنسي بهبود مي‌يابد يا نه. در تمام مدتي که به طور موقت

از داروي کاهنده‌ي فشارخون استفاده نمي‌شود، براي اطمينان از بالا نرفتن، بايد فشارخون کنترل شود.

 

داروهاي سوءکار نعوظ و فشارخون

مردان دچار فشارخون بالا که مي‌خواهند از داروهاي سوء کار نعوظ استفاده کنند، بايد ابتدا نظر پزشک خود را خواستار شوند. معمولاً مصرف توام سيلدنافيل (Viagra)

Sildenafil، واردنافيل (Levitra) Vardenafil و تادالافيل(Cialis) Tasalafil  با داروهاي کاهنده‌ي فشارخون ايمن و مطمئن است.

مصرف داروهاي نام برده شده با نيترات‌ها، که به طور منظم براي درد قفسه‌ي سينه يا در موارد اورژانس مورد استفاده‌اند، ممکن است سبب سقوط خطرناک فشارخون گردد.

 

با پزشک خود صادق باشيد

اگر دچار فشارخون بالا هستيد، معمولاً نبايد آنچنان زندگي کنيد که از مسايل جنسي لذت نبريد. با پزشک خود مشاوره کنيد. هر چه پزشک در مورد وضع‌تان بيشتر بداند،

بهتر مي‌تواند فشارخون‌تان را کنترل کرده و سبب حفظ رضايت جنسي از زندگي شود، خود را آماده کنيد تابه پرسش‌هاي زير پاسخ بگوئيد:

 

    چه دارويي مصرف مي‌کنيد؟

    آيا اخيراً رابطه‌تان با مصاحب جنسي تغيير کرده است؟

    آيا احساس افسردگي مي‌کنيد؟

    آيا بيش ازمعمول با استرس روبه رو هستيد؟

 

مواظب سلامت خود باشيد

بااستفاده ازگزينه‌هاي زندگي سالم، مي‌توان فشارخون را کاهش داد و بالقوه‌ زندگي جنسي را بهبود بخشيد. گزينه‌هاي شيوه‌ي زندگي سالم عبارتند از:

 

    عدم استفاده از سيگار وتنباکو

    استفاده ازغذاي سالم

    کاهش مقدار نمک درجيره‌ي غذايي

    کاهش وزن

    نرمش منظم

 

البته، جسم لاغر سبب تقويت اطمينان خاطر شده وبه احساس جاذب بودن کمک مي‌کند که خود سبب بهبود زندگي جنسي مي‌شود.

 

مناسب کردن وضع

با احساسي که درمورد مصاحب خود داريد و نيز شرايط انجام عمل، عکس‌العمل جنسي شما تغيير خواهد کرد. براي ترغيب ارضاي جنسي، اين عمل را وقتي انجام دهيد که هر

دواحساس آرامش مي‌کنيد.

 به نقل از پايگاه خبري سلامت نيوز

سايل جنسي تأثير گذارد.

سه‌شنبه 04 بهمن 1390 :: 18:30 ::  نويسنده : pcalborz
مرد موجودی عاشق قدرت است. مرد از این که قدرتمند باشد حظ می‌کند. در آسمان اوج می‌گیرد و شما را نیز همراه خود بالا می‌برد. از اینکه توانا باشد یا احساس توانایی کند لذت می‌برد. تا وقتی که مشغول کشتن این احساس در مردان هستید بدانید که تنها می‌توانید خواب خوشبختی را ببینید. اگر قدرت مرد را نادیده بگیرید یا از آن انتقاد کنید بدانید که دیگر پری رویاهایش نخواهید بود. او دنبال کسی است که به قدرتهایش ایمان داشته باشد و حتی ضعفهایش را در جهت تقویت تواناییهایش مثبت جلوه دهد. پس بدانید که:


1. اگر خودتان دارای درآمد هستید، هرگز درآمد و پولتان را به رخ همسرتان نکشید.
حتی اگر درآمد بیشتری دارید هرگز به روی خودتان هم نیاورید. بگذارید همسرتان فکر کند که همه چیز در دست اوست و اداره امور خانه به دست قدرتنمد او شکل می‌گیرد.

2. مطلقا او را با کسی مقایسه نکنید.
شوهر خواهرم دو تا خانه دارد فلانی اینقدر درآمد دارد و تو مثل گداها هستی. اگر واقعا به بهبود اوضاع مالی فکر می‌کنید او را برای تلاش بیشتر تشویق کنید. انتقاد دشمن صمیمیت است.

3. تو بی عرضه ای یعنی فرو ریختن مرد.
یعنی به دست خود خانه را خراب کردن. هر مفهوم مشابه "تو بی عرضه ای" فاتحه ای بر صمیمیت و عشق متقابل مرد است.

4. شوهر خود را حلال مشکلات بدانید.
مشکل را به او بگویید و از او بخواهید آن را حل کند و تایید کنید که تنها او قادر به حل این مسأله است.

5. به مردان اندرز ندهید.
مردان دوست دارند که مشکلات را به تنهایی حل کنند و اگر به شما چیزی نمی‌گویند یعنی به تنهایی قادر است موضوع را حل کند و در صورت لزوم با شما در میان می‌گذارند. با نصیحت نکردن زندگی خود را عاشقانه کنید.

6. سکوت مردان را نشکنید.
این اشتباه خانمهاست که وقتی مرد ساکت است مدام به سمت آنها می‌روند و با آنها حرف می‌زنند. اگر او ساکت است به سکوت نیازمند است و احترام به این سکوت یعنی صمیمیت بیشتر. سکوت طولانی در زنان ممکن است به معنی آزرده خاطر بودن باشد اما در مردها این طور نیست.

7. به مردان فضا بدهید گاهی او را رها کنید تا با خود خلوت کند.
با دوستان به ورزش برود و به خانواده خود تنها سر بزند. مدام دنبال او نباشید. فضای رها شدن! این چیزی است که مردان گاهی به آن نیاز دارند. اگر به آنها این فضا را هدیه بدهید آنها نیز به شما عشق می‌ورزند.

8. مرد دوست دارد که از او قدردانی شود.
تشکر به مرد قدرت پرواز می‌دهد. از هر کار کوچکی که برای شما انجام می‌دهد تشکر و قدر دانی کنید تا او نیز بی حساب به شما عشق بورزد.

9. مرد باید تایید شود.
تواناییهای مرد را تأیید کنید و تاکید کنید او صاحب بهترین تواناییها و شایسته ترین همسر(شوهر) است.

10. او را مورد اطمینان قرار دهید.
به او اعتماد کنید و با اطمینان خاطر از اینکه او می‌تواند از عهده کارها بر آید شما می‌توانید به راحتی بسیاری از کارها را به او بسپارید.

11. مردها را تشویق کنید.
مرد عاشق تشویق است. کف زدن ها را فراموش نمی‌کند. مرد، آفرین شما را تا عمر دارد به خاطر می‌سپارد. من نیز لبخند شما را بعد از اجرای این قوانین طلایی برای همیشه به خاطر دارم.

 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران